*
پروانه
شکوفه ای است
که میداند کجا باید بیفتد
*
در کف دست برگ است
سرنوشت درخت
*
آتش صدای باد را شنید
به خود لرزید
*
همیشه با سایه ام قدم میزنم
فقد روز های ابری تنها هستم
*
خروس:
صبوح قدوسِ
*
باران برگ
با ذکر هو هوی باد
*
هم کشتی
هم بادبان
هم آب
حباب!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 12:38  توسط حارث
|
*
خورشید رو به خورشید
آبتابپرست
*
قافله های بی ساربان
ابرهای بی باران
*
برگ روکوع کرد
افتادن شبنم
*
صدای قل قل سماور
هنگام خواندن سوره اخلاص
*
طعم تمشک
لبان تو
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 11:41  توسط حارث
|
(3)
روز های زنذگی من
مثل پله های برقی هستند
که میروند و بیهوده بر میگردند
(4)
فاصله ی خال های تنت را
من با بوسه اندازه
گرفتم
(5)
گنجشکان در جیک جیکند
سگان د رپی اسخوان
باز صبح شده است
(6)
در سراب چشمانت
جز به اندازه ی گمراهی یک تن
آب ....
(7)
گنجشکان عاشق
دیشب بر جنازه ی مترسکی
قرآن میخواندند
(8)
قلب تو
حجر الأسود
من است
(9)
خال های تنت
یادگار های خسوف
خال های تنت
دانه های دام
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 14:40  توسط حارث
|